|
|
چهارچوب 7S براي تحليل سازمان |
|
|
واترمن و همكارانش (1980) چهارچوبي براي تجزيه و تحليل علل مشكلات سازماني و فرموله كردن برنامههايي براي بهبود سازمان توسعه دادهاند، كه به چهارچوب 7اس معروف است. بنا به گفته طراحان اين الگو، چهارچوب 7اس بر اساس تجربه ساليان متمادي اعضاي گروه به عنوان مشاورين سازمان و با استفاده از نظرات متخصصين دانشگاهي برجسته ونيز مديران شركتهاي موفق ارائه شده و در دورهها و كارگاههاي آموزشي متعدد ونيز در خلال تجربه مستقيم حل مسئله كفايت خود را نشان داده است. واترمن و همكارانش بر اين باورند كه مسئله تغييرات مثبت در سازمان صرفاً مرتبط با ساختار نيست، هرچند كه ساختار بسيار مهم است. در عين حال تا آن حد هم ساده نيست كه آنرا تعامل ميان ساختار و استراتژي بدانيم، هرچند كه استراتژي نيز نقشي اساسي به عهده دارد. به اعتقاد آنها تغييرات اثربخش در سازمان در واقع تعامل ميان «ساختار»، «استراتژي»، «سيستمها»، «سبك»، «مهارتها»، «كاركنان» و چيزي است كه آن را «اهداف متعالي» مينامند. ايده اصلياي كه چهارچوب 7اس بر آن بنا شده در اين نكته نهفته است كه اثربخشي سازماني ناشي از تعامل ميان عوامل متعددي است كه برخي از آنها به طور ويژه نمودي ندارند و برخي ديگر نيز در تحليلها دست كم گرفته ميشوند. در چهارچوب 7اس كه در شكل به صورت نمادين نمايش داده شده است، چهار ايده زير مستتر است:
ادامه این مطلب را از اینجا بخوانید البته تقریبا انتهای صفحه است |
||
|
2
نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 14:24 توسط حمید خادم
|
|
||